اگه نسبت به حل معضلات اجتماعی، دغدغهمند هستیم، مطمئن باشیم که برای هر کدومش همیشه میتونیم «از خودمون شروع کنیم». یا بهتره بگم که یک عاقل، روشش رو برای انجامدادن پیدا میکنه و یک تنبل، بهانهش رو برای انجامندادن؛ و چه بد اگه در آینده بفهمیم ما هم میتونستیم برای دغدغههامون مؤثر باشیم ولی خودمون دریغ کردیم.
هر کجا از نظر من، وقتی جای خوبی برای زندگی میشه، که تواناهای اونجا، هوای ناتوانهای اونجا رو داشته باشن.
همه میخواهند که دیگران تغییر کنند. افسوس که هیچکس در این اندیشه نیست که خود را تغییر دهد.
— لئو تولستوی
مثلاً به عنوان مدیر یک شرکت ایرانی، وقتی میبینیم در شهرهای بزرگ ایران، مشکل تهیۀ مسکن، ترافیک، آلودگی هوا، گرما، کمآبی و ناترازی انرژی وجود داره، میتونیم این بستر رو مهیا کنیم که اشخاصی که میتونن (مثل همکاران حوزه نرمافزاری)، به صورت remote همکاری کنن.
متوجه هستم که دورکاری ممکنه چالشهایی به همراه داشته باشه؛ اما این بستگی به مدیریت شرکت شما داره. آموزشهای لازم رو هم در صورت نیاز میشه داد. این شرایط فعلیه که ایجاب کرده. دغدغهمندی در این شرایط، بدون پذیرش چالشهاش ممکن نیست؛ به عمل کار برآید به سخندانی نیست!
کلاً به نظرم هم منطقی نیست که هر نقطه از جهان رو شبیه به نقطه دیگهای فرض کنیم. شرایط هر جایی، متفاوت و متغیره، و قابل تغییر.
با این حال، حتی در کشورهای خارجی هم طبق آمار، ۷۳٪ از شرکتها و سازمانها مثلاً به کارکنان SOC خودشون اجازه میدن که بیشتر اوقات رو از راه دور کار کنن.
حتی من پیشنهاد میکنم که ظرفیتی از جذب نیروی انسانیتون (در بخشهایی که امکان دورکاری دارن) به این اختصاص بدید که متقاضیانی که از شهرستانها هستن، یک امتیاز پیشفرض برای استخدام داشته باشن.
و میتونید همکاران فعلیتون رو هم تشویق کنید که کوچ کنن به شهرستانها.
اینطور به حل معضل تمرکزگرایی در کلانشهرها کمک میکنید.1 مخصوصاً در تهرانِ زلزلهخیز که دیگه واقعاً جا نداره و به امنیت ساختمانسازیهاش هم کم اهمیت داده میشه.
اگه چنین بستری رو در شرکتتون مهیا کنید، شاید اون مشکلات به صورت ریشهای و کلی حل نشن، ولی به هر حال شما کار خودتون رو کردید و دغدغهمندی، شرافت و حرفهای بودن شرکتتون رو ثابت میکنید (که به نظرم میتونه برای نام خودتون و شرکتتون بسیاراعتبارآور هم باشه). اما درصورتیکه چنین بستری رو ایجاد نکنید، شما هم مثل بقیه، به گسترش معضلات فعلی شهرهای بزرگ ایران مستقیماً کمک کردید!2
در حوزۀ امنیت سایبری در ایران هم متأسفانه در کلانشهرها (مخصوصاً در تهران بزرگ) بهشدت تمرکزگرایی داریم که اصلاً مفید نیست. شخصاً در بسیاری از بحثها دیدم که فقط همین موضوع، تأثیر قابل توجهی گذاشته که این حوزه (مخصوصاً سمت دفاعیش) از جذابیتش کم بشه. (حتی روی من هم تأثیر زیادی گذاشته).
من از جامعۀ امنیت ایران در این موضوع توقع بیشتری دارم، چرا که طبیعتاً انتظار میره که بیشتر نسبت به «مؤلفۀ امنیت و پدافند غیرعامل» دغدغهمند باشن. امنیتی که قطعاً میدونید ریسکفاکتورهای بسیار مختلف و مرتبطبههمی داره. از امنیت روانی، اقتصادی، غذایی، بهداشتی و غیره گرفته تا امنیت عمومی، نظامی و سایبری. منظورم فقط اثر پروانهای نیست. اثر مستقیمه.
Footnotes
-
یک دلیل مهم دیگه برای الزام تمرکززدایی از شهرهای بزرگ ایران، اینه که اگه در چندسال آینده، اوضاع سیاسی کشور به هر نحوی خوب شد، ایرانیان خارج کشور که تمایل به برگشت به ایران رو دارن، با مشکل کمبود مسکن مواجه نشن. ↩
-
پیشبینی نمیکنم؛ ولی به نظرم بهتره که خودمون قبل از اینکه شرایط ناگهانی «مجبورمون» کنه، برای این موضوع آماده باشیم. ↩